فدرالیسم در ایالات متحده (رویه دیوانعالی ایالات متحده)

یکی از تفاوت های اساسی ساختار حکومتی ایالات متحده امریکا، نوع سازماندهی و اداره امور حکومتی است. برخلاف ایران که به صورت بسیط و یکپارچه با روش عدم تمرکز اداره می شود، نظام حکومتی امریکا به صورت فدرال  و متشکل از ایالت های مختلف است که مجموعا دولت فدرال ایالات متحده امریکا را تشکیل می دهد. به عبارت دیگر در ایالات متحده امریکا از یک سو، تفکیک افقی قوا بین قوای مقننه، مجریه و قضائیه وجود دارد و روابط آنها مطابق قانون اساسی تنظیم می گردد، و از سوی دیگر، تفکیک عمدی قوا بین دولت فدرال یا مرکزی و دولت های فدره یا ایالت ها وجود دارد که دایره صلاحیت های هریک مطابق قانون اساسی مشخص و معین است.

دیوانعالی ایالت متحده امریکا در پاسداری از قانون اساسی، همچنانکه مراقبت می نماید تا هر یک از قوای سه گانه از حدود صلاحیت خود خارج و در امور قوای دیگر دخالت نکند، پاسدار حقیقی استقلال دولت های ایالت ها در برابر دولت ومرکزی و قدرت دولت مرکزی در مقابل ایالت هاست و در تنظیم این روابط مطابق قانون اساسی و روح حاکم بر آن تلاش بسیار کرده است.

دیوان عالی ایالات متحده در تنظیم روابط بین دولت فدرال و ایالات قواعدی را به کار می برد که تحت عنوان اهداف کلی به قانون اساسی نسبت می دهد. این اهداف کلی، عناصر اصلی حاکمیت دولت فدرال و دولت ایالت ها را تضمین می کند. دیوان از یک سو عناصر اصلی حاکمیت و از سوی دیگر تاریخ قانونگذاری اساسی و عوامل تاریخی مربوط به تنظیم روابط عمومی قوا را با یکدیگر ترکیب کرده و تلاش می کند تا چگونگی اراده نویسندگان قانون اساسی را در محدود کردن قدرت کنگره بر ایالات به تصویر بکشد. این تلاش منوط به وجود متن خاصی نیست بلکه در فقد اراده نویسندگان در متن خاص و معین این اقدام صورت می گیرد. دیوان با استناد به اهداف کلی قانون اساسی در واقع به کشف روح حاکم بر قانون اساسی در ارتباط با روابط عمومی قدرت می پردازد و با کشف این روح و اعمال آن بر مصادیق و موضوعات روابط قوا را تنظیم می کند. از نظر دیوان هدف نویسندگان قانون اساسی و واضعین دولت جدید ایالات متحده امریکا صرفا حراست از خودمختاری ایالت ها و ایجاد سیستم فدرال با چنین رویکردی نبوده بلکه در کنار آن هدف دیگری هم داشتند؛ هدف متعارض تقویت صلاحیت ملی.به عبارت دیگر نویسندگان قانون اساسی به دنبال اهداف تقویت حکومت فدرال و حفظ خود مختاری ایالات و برقراری تعادل و توازن بین آن ها بودند.

دیوانعالی ایالات متحده در خصوص حفظ حاکمیت ایالت ها در مقابل حاکمیت دولت فدرال به اصلاحیه دهم قانون اساسی و دکترین عدم احصاء پای بند است. مطابق این دکترین، حتی اگر قانون اساسی اختیارات دولت ایالتی را احصا نکرده باشد و موضوعی را صراحتا جزو صلاحیت های آن اعلام نکند، قانون اساسی برخی صلاحیت ها را برای ایالت ها  به صورت انحصاری در نظر داشته است.قضایای مطروحه در نزد دیوانعالی ایالات متحده در ارتباط با روابط دولت فدرال و ایالات، مفهوم جدیدی از دولت فدرال محدود را بیان می کند.


/ 0 نظر / 92 بازدید